سلام

امیدوارم که شاد باشید و سرحال و روزهاتون سیزدهی و همیشه در تفریح

خوش به حال اونهایی که الان کنار خونواده هاشون هستند

خوش به حال اونهایی که الان زیر یه درخت دارن سیخ های کباب رو آماده میکنند

خوش به حال اونهایی که الان دارن سبزه هاشون رو میندازند تو آب

خوش به حال اونهایی که الان دارند سبزه گره میزنند

و خوش به حال همسرم که امسال سیزده به در ایرانه ....

الان که دارم این پست رو مینویسم سیزدهمین روز فروردین 1389 هست ، متاسفانه امسال من به دلیل امتحانات ، توفیق این رو نداشتم که روز 13 فروردین رو کنار همسرم و خانوادم باشم .

آخه همسرم ایرانه ، و تا 20 روز دیگه که من میام ایران با هم برمیگردیم .

ولی چه زودی ایران اومدنم رو لو دادم هان !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اینها همش کار دله گناه من نیست ، تقصیر دله ................

از همین جا عرض ادب میکنم خدمت همسرم و خانواده اش و همچنین خانواده خودم ، امیدوارم که امروز بهت خوش گذشته باشه و این چند روزی هم که ایران هستی ، بیشتر از امروز بهت خوش بگذره .

بعضی وقتها که دلم خیلی برا ایران و خونواده تنگ میشه ، هیچ کاری نمیتونم بکنم الا اینکه بیامو دستهای خسته ام رو کلی التماس کنم تا بر روی این کیبورد از کار افتاده نقش ببندند و چند خطی بر دیوار این وبسایت دلتنگ هجی کنند .

امروز که از خواب بیدار شدم ، به دلیل کار اداری یکی از دانشجوها مجبور شدم برم دانشگاه UKM، تو راه برگشت هم جاتون خالی کلی بارون گرفت و منم طبق معمول شیشه ماشین رو کشیدم پائین و حسابی از نعمت خدا فیض بردم .

تو راه برگشت حسم بهم گفت : میلاد خودتو آماده کن واسه یه اتفاق ، گفتم خدایا نکنه تو راه یه دفعه یه تریلی بیادو ..............

بی خیال شدم ، ولی از اونجایی که حس من هیچوقت بهم دروغ نمیگه ، با کلی احتیاط خودم رو آماده کردم برا یه اتفاق بد ............

نزدیک 3 راهی کجنگ – سرمبان – کوالالامپور که رسیدم ( سر این 3 راهی به طرف کجنگ ، میرسین به دانشگاه UKM اونجا هم ایستگاه تاکسی داره ) و به کالج زبان انگلیسی Imec  هم تقریبا نزدیکه .

خلاصه دیدم چند نفر راننده تاکسی جمع شدن دور همدیگه ، یه کم جلوتر رفتم دیدم با یه خانم ایرانی ، که چهره اش خیلی خیلی ناراحت بود ، هی دارن سر کرایه بحث میکنند .

از طرفی هم خانم ایرانیه زبانش زیاد خوب نبود .

ما هم خون ایرونی مثل همیشه تو رگهامون جوشید و سریع ماشین رو زدم کنار ، رفتم ببینم چه خبره ؟

چون اونها فارسی بلد نبودند ، سریع بدون سلام احوال پرسی به خانم ایرانی گفتم بگو من داداشتم .وقتی جریان رو پرسیدم دیدم ، خانم یک عدد تاکسی قراضه که با هل روشن میشد و سرو صداش آدم رو کلافه میکرد ، از کوالالامپور دربست گرفته به مقصد کالج زبان آیمک ، به قیمت 170 رینگیت ناقابل ، معادل 51 هزار تومان .

حالا با این همه پول ، اون نامرد ، آورده بودش سر اون ایستگاه تاکسی و بهش گفته بود ماشین ما رو پلیس گیر میده از اینجا به بعد ، باید یه تاکسی دیگه دربست بگیری و یه کرایه دیگه هم بدی .

حالا کرایه واقعی از کوالالامپور تا کالج چنده ؟

فقط 70 رینگیت

بعد از کلی سرو صدا ، البته با زبون خوش وقتی اونها دیدند من با همه چیز اینجا آشنام و دست و پا شکسته هم مالایی بلدم ، و از طرفی به طور جدی بهشون میگفتم این خانم خواهر منه و چون تازه اومده هیچ جارو بلد نیست ،بیخیال شدند و موفق شدم که مبلغ 100 رینگیت رو از راننده تاکسی پس بگیرم و به خانم بدم .

شیوا خانم رو ( بعد از درگیری اسمش رو پرسیدم ) با ماشین تا ایستگاه قطار رسوندم و کلی آدرسها رو بهش دادم و کلی راهنمائیش کردم ،آدرس این سایت حقیر رو هم بهش دادم که بتونه یه چیزهایی هر چند پیش و پا افتاده یاد بگیره .

اون از مسیری که سوارش کردم تا خود ایستگاه قطار گریه میکرد .

میگفت یه نفر برا من پذیرش گرفته ( البته یک شرکت که اسمشو نمیارم ) در دوره زبان ، 2 روزه از ایران اومدم ، نمایندشون هم روز اول اومد منو برد تو هتل و رفت به امون خدا .

گفته بعد از 13 میریم ثبت نام ولی کلاسهام شروع شده .هر چی هم زنگ میزنم دفتر ایرانشون کسی نیست ( خوب تعطیل بوده ) ، تلفن نماینده هم خاموشه .

قرار بر این شد که اگه نماینده محترم تشریف نیووردند من کارهای شیوا خانم رو انجام بدم .

در کنار ایستگاه هم با یه چهره ناراحت و چشمانی که پر از اشک بود خیلی ازم تشکر کرد و گفت ای کاش قبل از اومدنم به مالزی شما رو پیدا میکردم ( منظورش سایت من بود)و خوش به حال اونهایی که کارهاشون رو به شما میسپارند .

منم هم اینجا از لطف بی ریای ایشون تشکر میکنم و برایش آرزوی سامتی و روزهای خوشی رو در مالزی دارم.

این هم از حس میلاد که این دفعه هم مثل همیشه سربلند از آب در اومد و به واقعیت پیوست .

واقعا داستان امروز شیوا خانم خیلی برام ناراحت کننده بود ، امیدوارم که هیچ کسی هیچ کجای دنیا بدون اطلاعات و بدون یه مشاور دلسوز و با تجربه نره .

دوستان خوبم این هم سیزده به در ما بود امروز ، ولی خیلی خیلی خوشحال شدم که امروز هم تونستم به این شیوه به یکی از بندگان خدا کمک کنم و دلش رو شاد کنم و خدا رو خشنود و خودم رو سرافراز.

فقط امیدوارم که داستان امروز شیوا خانم ، یک تجربه ای باشه برای کسانی که میخوان بین مالزی ، که قبل از اومدن به مالزی خیلی عاقلانه و منطقی ، یک نفر رو به عنوان مشاور انتخاب کنند که واقعا دلسوز باشه و تو این سرزمین غربت تنهاش نذاره .

 

انشاءلله که خدای بزرگ همه انسانها رو به راه راست هدایت کنه .

شاد و بهاری باشید

میلاد

 

+/-
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
 
+/- نظر ها
افزودن جدید
امیر حسین  - یک دونه ای   |2010-04-02 14:36:12
سلام
میلاد جان خدائی یه دونه ای بنازم این
صبرت را
یاسمن  - تشکر   |2010-04-07 14:21:13
سلام.خسته نباشید.واقعااز زحماتتون متشکرم
وآرزو می کنم به زودی همسرتون برگردن تا با
انرژی بیشتر کارها رو دنبال کنین.باز هم نهایت
تشکررا دارم.
لیلا  - سلام     |2010-04-16 01:57:44
ای بابا من گریه ام گرفت......هم برای اون هم
برای خودم...میدونی چرا ؟اگه من برم مالزی یه
همچین جریانی پیش بیاد اونوقت من داداش از کجا
بیارم؟؟شیوا شانس داشت اگه من شانس نداشته
باشم چی؟؟هنوز نرفته ترسیدم///از دیدن
وبلاگتون خیلی خوشحالم به من کمک کنید...

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
کانال مشاغل ایرانی در مالزی

به کانال تلگرام کلیه مشاغل ایرانی در مالزی بپیوندید 

اینجا را کلیک کنید 

https://t.me/iranianjobsinmalaysia

ثبت نام آنلاین و رایگان

تماس با ما

     فرم مشاوره و ارزیابی رایگان 

      اینجا را کلیک کنید                

       شماره تماس مالزی

     0060172013700

      تلگرام-واتس آپ - وایبر

            ایمیل 

   irantomalezi@gmail.com

قبل از تماس فرم مشاوره را تکمیل و ارسال نمائید. شماره تماس مالزی در لاین وایبر و واتس آپ فعال میباشد.ساعات تماس با شماره مالزی هر روز 7 صبح الی 5 عصر به وقت ایران .

اطلاعات به روز مالزی در این سایت

 www.irantomalaysia.com

اطلاعات مشمولین سربازی
توصیه ها مهم از زبان میلاد
در خبرنامه سایت عضو شوید




Powered by WebGozar

 برای عضویت در خبر نامه نامتان را در مستطیل اول و ایمیلتان را در مستطیل دوم وارد کنید سپس روی مستطیل ارسال به خبر نامه کلیک کنید.بعد از عضویت در این خبر نامه ، هر زمان که مطلب جدیدی در سایت بنویسم و هر تغییر یا ویرایشی در نوشته های موجود بدهم از طریق سیستم خبرنامه به شما اطلاع میدهیم یعنی به ایمیلی که در بالا وارد میکنید ارسال میکنیم .